- تاریخ انتشار : جمعه 4 مهر 1404 - 19:13
- کد خبر : 1132 چاپ خبر
از کوه تا کلمه، جایگاه شعر حیدر بابا در حافظه جمعی آینده
شعر «حیدر بابایه سلام» شهریار، از همان نخستین روزهای سرودهشدنش، دلهای بسیاری را با سادگی و صمیمیت خود ربود؛ اما ارزش این اثر، فراتر از عاطفهی لحظه ای یا زیبایی موسیقی زبان آن است. در افق آینده، این منظومه نه تنها بهعنوان یک قطعهی ادبی، بلکه همچون سندی تاریخی و مردمنگارانه جلوه خواهد کرد. آیندگان
شعر «حیدر بابایه سلام» شهریار، از همان نخستین روزهای سرودهشدنش، دلهای بسیاری را با سادگی و صمیمیت خود ربود؛ اما ارزش این اثر، فراتر از عاطفهی لحظه ای یا زیبایی موسیقی زبان آن است. در افق آینده، این منظومه نه تنها بهعنوان یک قطعهی ادبی، بلکه همچون سندی تاریخی و مردمنگارانه جلوه خواهد کرد. آیندگان در پرتو این شعر میتوانند دریابند که مردمان اوایل قرن بیستم در روستاهای آذربایجان چگونه میزیستند، چه آیینهایی داشتند، با چه شادیها و غمهایی دست به گریبان بودند، و چگونه طبیعت و معنویت را در تار و پود زندگی خود تنیده بودند.
اگر امروز برای ما این ابیات، خاطرهای شخصی از کودکی شاعر است، فردا برای پژوهشگرانی که در جستوجوی ردّ پای فرهنگها و شیوههای زیست فراموششدهاند، «حیدر بابا» بهسان موزهای متنی خواهد بود: جایی که رسوم عروسی و عزاداری، بازیهای کودکان، کشاورزی و دامداری، زبان و باورها، همگی در کلمات شاعرانه ثبت و ماندگار شدهاند. بدینسان، این شعر پلی خواهد بود میان گذشته و آینده؛ پلی که نه تنها حس و خاطره، که دانش و شناخت را نیز منتقل میکند.
حیدر بابای شهریار، در ظاهر سرودهای است لبریز از عاطفه و حسرت دوران کودکی، اما در ژرفا چیزی فراتر از دلتنگی شاعرانه نهفته است. این منظومه در حقیقت خاطرهنامهای جمعی است که نه تنها روزگار کودکی شهریار را ثبت کرده، بلکه شیوهی زیست یک نسل و فرهنگی روستایی را برای آیندگان به یادگار نهاده است.
در این شعر، کوه حیدر بابا همچون نگهبانی خاموش و جاودانه، شاهد تمام مناسک و رفتارهای اجتماعی مردم است.
حیدر بابا، ایلدیرملار شاخاندا…
از همان آغاز، خطاب شاعر به کوه، مخاطب را با این حقیقت روبهرو میکند که طبیعت، در فرهنگ مردم، تنها پسزمینهی زندگی نیست، بلکه حضوری معنوی و همدمی دیرین است. همین پیوند با طبیعت، خود سندی است بر نوع نگاه زیستبوم محور مردمان آن دیار.
در دل ابیات، مراسم شادی و غم با دقت و لطافت بازآفرینی میشوند. شاعر، عروسیهای پرهیاهوی روستا را به یاد میآورد؛ ساز و دهل، رقصهای جمعی، و شادیای که نه در سالنهای بسته که زیر آسمان گشودهی کوهستان برگزار میشد. حیدربابا ، کندین توْیون توتاندا، قیز-گلینلر ، حنا-پیلته ساتاندا، بیگ گلینه دامنان آلما آتاندا…
در برابر این جشنها، آیینهای سوگواری نیز جایی پررنگ دارند: سینهزنیهای محرم، نوحهها و عزاداریهایی که مردم را در جمعی معنوی گرد هم میآوردند. خشگنابین آبروسى ، اَردَمى .مسجدلرین ، مجلسلرین گؤرکَمى…
این همنشینی شادی و غم، بازتابی از چرخهی کامل زندگی روستایی است؛ چرخهای که نسل آینده با خواندن این شعر میتواند بافتار کامل آن را لمس کند.
از روابط انسانی نیز تصویری زنده ارائه میشود. در ابیاتی شاعرانه، بازیهای کودکان در کوچه و دشت به تصویر کشیده شدهاند: دویدن، خنده، و شیطنتهایی که روح همبستگی و سادگی را بازتاب میدهد. آى اؤزومى اوْ ازدیرن گوْنلریم . آغاج مینیپ ، آت گزدیرن گوْنلریم !…
در کنار آن، صمیمیت همسایگان، احترام به بزرگان، و نقش پررنگ خانوادهی گسترده، همه در لابهلای سطرها حضور دارند. این روابط نه از سر روایت مستقیم، بلکه از خلال اشارههای گذرا اما پرمعنا روشن میشوند. آیندگان با خواندن این ابیات درمییابند که جامعهی روستایی چگونه بر ستونهای همبستگی و پیوند خونی و عاطفی استوار بوده است.
بخش مهم دیگری از شعر به کشاورزی و دامداری اختصاص دارد. شهریار، چوپانان و گلههای در حال چرا را به یاد میآورد؛ شخمزدن زمینها، بذرپاشی و برداشت محصول را با زبان تصویرگرانه بازتاب میدهد. این توصیفات ساده به ظاهر، در حقیقت، سندی اقتصادی و معیشتی از روزگار اوست: جهانی که در آن معاش انسان به ریتم فصلها و باران و آفتاب وابسته بود. در جایی از شعر، اشاره به بارش باران و طراوت پس از آن، هم نماد حیات است و هم یادآور این وابستگی حیاتی.
خانهها و سبک زندگی روستایی نیز در این منظومه جاودانه شدهاند: دیوارهای گلی، حیاطهای ساده، و سفرههایی که بر زمین گسترده میشدند. تندیر یانیب ، توْسسى ائوى باساردى، چایدانیمیز ارسین اوْسته قایناردى. دوْلدوریردیق ائوده تاختا-طاباغى، تندیرلرده پیشیرردیک قاباغى…
هر یک از این توصیفات، برای نسل آینده چیزی بیش از یک تصویر شاعرانه است؛ آنها به منزلهی دادههایی مردمنگارانه هستند که پژوهشگر میتواند بر مبنای آنها سبک معماری بومی، نوع خوراک، و شیوهی زیست روزمرهی مردمان را بازسازی کند.
در کنار این همه، حضور باورهای مذهبی و معنوی نیز چشمگیر است. دعاها و مناجاتها، ذکر خدا در هنگام سختیها، و آیینهای مذهبی جمعی، نشان میدهد که زندگی روزمره نه تنها در پیوند با طبیعت که در پیوندی عمیق با دین و معنویت بوده است. ائشیتمیشم یانیر آللاه چیراغى، دایر اوْلوب مسجدیزوْن بولاغى…
برای آیندگان، این بُعد ازشعر فرصتی خواهد بود تا نقش ایمان در ساختار اجتماعی را بهتر درک کنند.
اما شاید مهمترین جنبهی پژوهشی این شعر، زبان آن باشد. شهریار با زبانی ترکی-آذری و در قالبی شفاهی و عامیانه سخن میگوید. همین زبان، خود سندی است زنده از گویش، اصطلاحات، و موسیقی کلام مردمان آن روزگار.
ترکى دئدیم اوْخوسونلار اؤزلرى، بیلسینلر کى ، آدام گئدر ، آد قالار، یاخشى-پیسدن آغیزدا بیر داد قالار.
آیندگان از رهگذر این شعر نه تنها با زندگی اجتماعی، که با لایههای زبانی و هویتی نیاکانشان آشنا خواهند شد.
به این ترتیب، «حیدر بابا» برای نسل آینده همان نقشی را ایفا میکند که یک موزهی متنی بر عهده دارد: نه به شکل اشیای بیجان، بلکه به صورت واژههایی زنده که زندگی را در جریان کاملش به تصویر میکشند. آیندگان با خواندن آن درمییابند که مردمان این سرزمین در شادی و غم، در کار و فراغت، در عشق و ایمان، چگونه زیستهاند و چه چیزهایی برایشان ارزش داشته است.
حیدربابا گؤیلر بوْتوْن دوماندى
گونلریمیز بیر-بیریندن یاماندى
بیر-بیروْزدن آیریلمایون ، آماندى
یاخشیلیغى الیمیزدن آلیبلار
یاخشى بیزى یامان گوْنه سالیبلار
بیر سوْروشون بو قارقینمیش فلکدن
نه ایستیوْر بو قوردوغى کلکدن ؟
حیدربابا ، مرد اوْغوللار دوْغگینان
نامردلرین بورونلارین اوْغگینان
گدیکلرده قوردلارى توت ، بوْغگینان
قوْى قوزولار آیین-شایین اوْتلاسین
قوْیونلارون قویروقلارین قاتلاسین
حیدربابا ، سنوْن گؤیلوْن شاد اوْلسون
دوْنیا وارکن ، آغزون دوْلى داد اوْلسون
سنَّن گئچن تانیش اوْلسون ، یاد اوْلسون
دینه منیم شاعر اوْغلوم شهریار
بیر عمر دوْر غم اوْستوْنه غم قالار
آرمیندخت نوتاش سنگتراش
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 2 انتشار یافته : 0