- تاریخ انتشار : جمعه 21 شهریور 1404 - 13:05
- کد خبر : 1124 چاپ خبر
شهریار؛ شاعر اتحاد ملی و همبستگی اقوام ایران
محمدحسین بهجت تبریزی، معروف به «شهریار»، در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در خانوادهای فرهیخته در تبریز چشم به جهان گشود. از همان کودکی، نبوغ شعری و استعداد ادبی در او نمایان بود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون ادامه تحصیل داد. شهریار در ابتدا به رشته پزشکی
محمدحسین بهجت تبریزی، معروف به «شهریار»، در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در خانوادهای فرهیخته در تبریز چشم به جهان گشود. از همان کودکی، نبوغ شعری و استعداد ادبی در او نمایان بود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند و سپس به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون ادامه تحصیل داد. شهریار در ابتدا به رشته پزشکی وارد شد، اما روح بیقرار و عاشقانهاش او را به سمت شعر کشاند. انصراف از پزشکی شاید در ظاهر شکستی بود، اما در حقیقت آغاز شکوفایی شاعری شد که سرنوشت ادبیات معاصر ایران را دگرگون کرد.
شهریار از نوجوانی به سرودن شعر پرداخت و خیلی زود توانست توجه بزرگان ادب را جلب کند. او در شعر فارسی به سبک غزل، ادامهدهندهی راه حافظ و سعدی بود، اما در عین حال توانست نوآوریهایی در بیان و مضمون بیافریند. غزلهای او با زبانی روان، عاطفی و سرشار از احساسات انسانی، مخاطب را به وجد میآورد. غزل مشهور «آمدی جانم به قربانت» نمونهای از لطافت و شور غزلهای شهریار است.
اما او تنها در غزل عاشقانه متوقف نشد. اشعار اجتماعی، وطنی و دینی او نیز جایگاه والایی یافتند. شهریار در سرودههایی چون «علی ای همای رحمت» به اوج ایمان و عرفان میرسد و نشان میدهد که چگونه میتوان از شعر برای بیان عمیقترین باورهای مذهبی استفاده کرد.
بیتردید، نقطه اوج کارنامه شهریار، منظومه ترکی «حیدربابایه سلام» است. این اثر نه تنها در ایران، بلکه در میان ترکزبانان جهان به مثابه یک سند هویتی و فرهنگی شناخته میشود. شهریار در این منظومه با زبانی ساده و صمیمی، خاطرات کودکی، آداب و رسوم بومی و زیباییهای طبیعت آذربایجان را به تصویر کشیده است.
«حیدربابا» فراتر از یک شعر محلی است؛ پلی میان زبانها و فرهنگهاست. این اثر نشان میدهد که چگونه یک شاعر میتواند از دل فرهنگ بومی خود، پیامهایی جهانشمول در باب عشق، دوستی، همبستگی و انسانیت ارائه دهد. همین ویژگی است که سبب شده «حیدربابایه سلام» به زبانهای متعدد دنیا ترجمه شود و نام شهریار در محافل ادبی بینالمللی بدرخشد.
یکی از برجستهترین وجوه شخصیت شهریار، نقش تاریخی او در تقویت اتحاد ملی و همبستگی اقوام ایرانی است. او شاعری دو زبانه بود؛ هم در زبان فارسی میدرخشید و هم در ترکی آذری. این توانایی کمنظیر، شهریار را به پلی فرهنگی میان اقوام و زبانهای گوناگون ایران بدل ساخت.
شهریار هیچگاه زبان مادری خود را فراموش نکرد و با «حیدربابا» روح و جان مردم آذربایجان را جاودانه ساخت؛ اما در عین حال دل در گرو زبان فارسی داشت و آن را زبان مشترک و میراث ملی همه ایرانیان میدانست. او بارها در آثارش نشان داد که زبان فارسی شالوده همبستگی ایرانیان است، اما این همبستگی تنها زمانی معنا دارد که همه اقوام و زبانها در آن دیده شوند.
شعرهای او نشان میدهند که چگونه میتوان در عین پاسداشت هویت قومی، به هویت ملی نیز وفادار ماند. شهریار با آثارش ثابت کرد که تعلق خاطر به فرهنگ بومی نه تنها منافاتی با ملیت ندارد، بلکه میتواند آن را غنیتر و عمیقتر کند. او خود نمونهای زنده از همزیستی و اتحاد فرهنگی بود و میراث شعریاش، بهترین سند برای ضرورت همگرایی اقوام ایرانی در سایه زبان و ادبیات است.
شهریار با شخصیت مردمی و شعرهایش، مرزهای قومیت را درنوردید. محبوبیت او در خراسان و تهران همانقدر بود که در تبریز و اردبیل. در کردستان و گیلان همان اندازه با او همذاتپنداری شد که در فارس و خوزستان. این گستردگی مخاطب، نشان داد که شهریار نه فقط شاعر یک قوم، بلکه شاعر یک ملت بود.
از این منظر، او تنها یک غزلسرای عاشقانه یا یک شاعر مذهبی نبود؛ شهریار را باید شاعر وحدت ملی ایران دانست؛ شاعری که در حساسترین مقاطع تاریخی معاصر، با شعر خود پیام همبستگی، ایمان و عشق به میهن را در گوش جان ایرانیان زمزمه کرد.
شاید هیچ شاعری در دوران معاصر به اندازه شهریار نتوانسته باشد میان شعر و ایمان پیوند برقرار کند. سروده مشهور «علی ای همای رحمت» یکی از ماندگارترین اشعار مذهبی معاصر است که نه تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان تشیع زمزمه میشود.
شهریار در اشعار مذهبیاش، تنها به مدیحهسرایی نپرداخت؛ بلکه از عمق وجود خود با اهلبیت(ع) سخن گفت. شعر او آینه دلدادگی عاشقی بود که ایمان را با هنر درآمیخته بود. همین صداقت و سوز درونی، اشعار او را جاودانه کرده است.
شهریار در طول زندگی خود با بسیاری از بزرگان ادب و فرهنگ ایران در ارتباط بود. او با ملکالشعرا بهار، نیما یوشیج، پروین اعتصامی و دیگر چهرههای برجسته همنشینی داشت و در محافل ادبی حضوری پررنگ ایفا کرد. در عین حال، او هیچگاه از مردم عادی فاصله نگرفت. محبوبیت شهریار در میان عموم مردم، بهویژه در آذربایجان، گواه آن است که او شاعری مردمی بود؛ شاعری که شعر را برای همه سرود، نه فقط برای خواص.
درگذشت شهریار در ۲۷ شهریور ۱۳۶۷ پایانی بر زندگی جسمانی او بود، اما آغاز جاودانگیاش در حافظه فرهنگی ایران. به پاس خدمات او، این روز به نام «روز ملی شعر و ادب فارسی» نامگذاری شد؛ و چه انتخابی شایستهتر از این؟ شهریار اکنون نه تنها یک شاعر، بلکه نماد یک فرهنگ است.
میراث او در ادبیات ایران، فراتر از شعر است. او یادآور این حقیقت است که ادبیات میتواند ایمان را تقویت کند، وحدت ملی را پاس دارد، هویت قومی را با هویت ملی پیوند بزند و در عین حال، زیبایی و عشق را نیز در جان مردم زنده نگه دارد.
شهریار، شاعر ایران، شاعر ایمان و اتحاد، همچنان با ماست. کلمات او در گذر زمان پژمرده نشدهاند، بلکه روزبهروز طراوت بیشتری مییابند. او نشان داد که شعر، نه تنها هنری برای بیان احساسات فردی، بلکه رسالتی اجتماعی و فرهنگی است. در روز بزرگداشت استاد شهریار، ما بار دیگر به یاد میآوریم که ادبیات، ستون هویت و همبستگی ملتهاست و شهریار، یکی از درخشانترین ستونهای این بنای سترگ است.
سید حسین هاشمی
لینک کوتاه
برچسب ها
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0