دوم دبستان بودیم که تازه شروع شده بود...کمی برایمان عجیب بود که چرا کسی جلویش را نمیگیرد،شاید خودشان هم از این همه آزادی ناگهانی شگفت زده شده بودند! ...یادم هست وقتی یک روز با پدر به ستاد امر به معروف و نهی از منکر-که الان جسدش باقی است- رفتیم،گفتند رئیس جمهور دستور داده کسی به اینها کاری نداشته باشد...ما که آن موقع کاری به سیاست و رئیسجمهور نداشتیم، ولی یادم می آید که سالهای ۷۷،۷۶ بود! بگذریم...کمکم ایست بازرسیها جمع شد،مانتوها کوتاه شد،ماشینها کنار خیابان برای دخترکان بوق میزدند و خیابان جردن تازه معروف شدهبود...کسی جرات رسانه ای کردن این معضل را نداشت، آمار فساد و سن ازدواج با هم مسابقه گذاشته بودند، مسابقهای که تنها بازندهاش مردم بودند و البته تنها برندهاش هم دشمن! استدلال های آن موقع را فراموش نمی کنم که می گفتند "حالا مگه این چندتا تار مو معلوم باشه چی میشه؟!" و حالا همانها می گویند "اگه موی دخترا بره تو،مشکل مملکت حل میشهههه؟" حکایت عجیبی نیست...می گویند حافظهی سیاسی مردم ده سال است و الان بیش از ده سال از سال ۷۶ می گذرد و کسی دیگر به یاد نمی آورد کسانی که الان "کار فرهنگی" را مقابل "نهی از منکر" علم می کنند همانهایی هستند که علم بی حجابی را(بد حجابی نداریم) برافراشتند!
از چند سال پیش که روند بی حجابی شدت گرفت همه می گفتند"دیگر کسی نمی تواند جلوی این جریان را بگیرد"،"یک روز میرسد که ایران هم باید مثل مالزی شود!"،"حجاب باید اختیاری شود"و... ولی اینها تصور باطلی بود که پدیدار شدنش هم تقصیر با حجابها و مذهبیون بودند! اگر همان موقع خانوادههای مذهبی خود را از صحنهی جامعه سانسور نمی کردند،اگر دختران حزب اللهی در مقابل دوستان و همکلاسیهای خود سکوت نمی کردند الان مردان نیروی انتظامی به "درستی" "مجبور" نبودند با زنان بیحجاب برخورد کنند! اگر وقتی تلویزیون تازه شروع به پخش سریالهای مبتذل کرده بود فقط ده نفر جلوی صدا و سیما تحصن کرده بود الان دیگر خانواده ها مجبور نبودند خود را در خانه حبس کنند و برای حفظ حریم خانواده و فرزندانشان به سینما نروند و یا حداقل در رفتن به سینما گزینشی عمل کنند! متاسفانه آنقدر کوتاه آمدیم که حالا برای مسئلهی سادهای که با یک اعتراض ساده میشد باید تظاهرات گسترده برگزار کرد و گشت ارشاد گذاشت و قانون وضع کرد!
در این میان حتی کار به جایی می رسد که علما مردم را از عذاب الهی انذار دهند اما عدهای همچون قوم نوح وعدهی الهی را مسخره کنند...شاید خیلی از مذهبیون نیز هنوز این هشدار ها را جدی نگرفتهاند اما حقیقت آنست که این عذابها با آیات و روایات منطبق است. چرا ما نباید به سرنوشت اقوامی گرفتار شویم که امر خدا در آنها فراموش شد؟! چرا فکر میکنیم خداوند ماجرای عاد و ثمود را صرفا برای قصهگویی گفته است؟ شاید عدهای بگویند "مگر در دیگر کشورهای اسلامی بیحجابی وجود ندارد؟پس چرا عذاب بر سر آنها نازل نمیشود؟" پاسخ اینست که فرق ایران با دیگر کشورهای اسلامی مثل مالزی و اندونزی و ترکیه اینست که در اینجا حکومت اسلامی بر قرار است و حکومت اسلامی حرمت دارد! غربیها هر اندازه هم که بی بند و بار باشند حکومتشان اسلامی نیست و به اسم دین هم حکومت نمی کنند اما ملتی که اسلام را به عنوان چارچوب نظام حکومتی خود انتخاب می کند باید حرمتش را هم نگه دارد و الا چوبش را خواهد خورد...به همین سادگی!

محمد علی درریز
- تاریخ انتشار: يكشنبه ، 2 خرداد 1389 ، 21:27
- شناسه مطلب: 1839









نظرات
می گفتند به بدحجاب ها چیزی نگویی خودش نهی از منکر است..دیدم که توی قطار خانم مسنی با دختر بدحجاب راحت صحبت کرد و با خواهر چادری یا خودم که مانتویی هستم هیچ نگفت!
اگه همون دوره اقایون انقلابی که الان فریادشون گوش مارو کرده اون موقع مردونه وای میسادن الان وضعمون این نبود
دمت گرم