• تاریخ انتشار : پنجشنبه 9 تیر 1401 - 10:32
  • کد خبر : 270
  • چاپ خبر
یادداشت

گفت و شنود؛ عنصر فراموش شده خانواده

این اصل همواره در جوامع تکرار می شود که خانواده اولین نهاد اجتماعی است که افراد در آن پرورش یافته و برای قدم نهادن به جامعه ای بزرگتر آماده می شوند، اما عمدتاً صحبت از چگونگی پرورش یافتن، شنیده شدن و ابراز احساسات در آن، حفظ و حراست نقش ها و مسئولیت ها، ترمیم و

این اصل همواره در جوامع تکرار می شود که خانواده اولین نهاد اجتماعی است که افراد در آن پرورش یافته و برای قدم نهادن به جامعه ای بزرگتر آماده می شوند، اما عمدتاً صحبت از چگونگی پرورش یافتن، شنیده شدن و ابراز احساسات در آن، حفظ و حراست نقش ها و مسئولیت ها، ترمیم و حل مشکلات جاری و مواردی از این قبیل در پستوی تالارهای گفت و گو باقی می ماند.

علی رغم گستردگی و فراهم شدن زمینه تحصیل برای افراد جامعه، گسترش شبکه های اجتماعی و رسانه ها و انتقال و تبادل اطلاعات مختلف، مجالی برای سخن گفتن از چرایی سکوت حاکم بر روابط خانواده ها کم تر پیدا می شود. خانواده امروز ویترینی از جمعی چند نفره است که کنار هم در حال زیست هستند، اما علائم حیاتی آن بسیار پایین است.
طبق گفته آکرمن (1990) خانواده واحدی عاطفی ـ اجتماعی، کانون رشد و تکامل، التیام‌ بخش و شفادهنده است. در خانواده فرد خود را متعلق به مجموعه ای می‌داند که مختص اوست. به گفته مینوچین (1995) افراد هویت خود را از طریق خانواده احراز می‌کنند، اما در سال های اخیر این حس تعلق و احراز هویت کم رنگ شده و در مواردی از بین رفته است.
افراد بسیاری از کشورهای در حال توسعه همچون ایران که در مرحله گذار از سنت به مدرنیته قرار گرفته اند، با تعارض های گوناگونی در حیطه های مختلف خصوصاً فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی روبرو شده اند که به دلیل عدم آگاهی و فراهم نبودن زمینه انطباق، مشکلاتی را در زندگی خود تجربه می کنند که منجر به گسست روابط خانوادگی شان شده است.
بر اساس برخی تحقیقات، میانگین زمان برقراری ارتباط کلامی پدران و مادران با فرزندانشان در برخی شهرها و کشورها در 24 ساعت شبانه روز، یک دقیقه اعلام شده است. این مسئله پایه شروع اختلالات شخصیتی و ناکامی است و این در حالی است که فرزندان در هر رده سنی ای که باشند بیش از آنکه به تماشای برنامه های تلویزیونی، فعالیت در شبکه های اجتماعی و … نیاز داشته باشند، نیازمند ارتباط بصری و کلامی با پدر و مادر خود هستند. نُرم‌ها تغییر کرده و خانواده، این مأمن و محل آسایش، معنای خود را از دست داده است. با ادامه این روند شاید تا چند سال آینده کانونی به نام خانواده وجود نداشته باشد و این بنیادی ترین هسته اجتماعی کم رنگ و کم رنگ تر شود.
گفت و گو و ابراز احساسات در تعاملات خانوادگی دو حلقه مفقوده ای است که تک به تک افراد جامعه امروزی مان را رنج می دهد و این رنج از زمان خردسالی-که شاید نیازمند این پرسش باشیم که چرا اخم کرده و در گوشه ای تنها نشسته ایم؟- تا نوجوانی و جوانی-که پشت گوشی های همراه خلوتی را برای خود برگزیده ایم تا شاهد و شنوای اختلافات فکری و عقایدی نباشیم- با ما همراه خواهد بود، چرا که تنها اقدامی که در این میان انجام نمی دهیم، پیدا کردن راه حل و احیا حس تعلق به خانواده است.
طی این شرایط ملتهب در خانواده های دارای عملکرد مطلوب که سازماندهی و سلسه مراتب انعطاف پذیری در مرزهای بین نسلی (والدین ـ فرزندان) دارند، گسترده ای از احساسات مجال بروز می‌یابند؛ مثلا، احساسات محبت آمیز همان گونه ابراز می شود که احساسات متعارض و غمگینی فرصت بروز می یابند. در این خانواده‌ها مکانی برای مجادله و مشاجره وجود دارد. مجادله‌ها به سوی پالایش و راه حل سوق داده می‌شوند و همچون آتش زیر خاکستر باقی نمی مانند.
اما در مقابل خانواده های منفعل، قادر به تأمین نیازهای تکاملی، حل مشکلات و تعارض های خود نبوده و کارکردهایش مختل می شود، به گفته بوئن (1989) در این نوع خانواده‌ها سلسله مراتب قدرت و الگوی ارتباط هرج و مرج گونه است. به گونه ای که یکی از والدین قدرت تام دارد و یا اینکه والدین افرادی منزوی و کناره گیر بوده و فرزندان کنترل اوضاع را به عهده دارند. در این نظام، مرزها نامشخص و مبهم است، اعضای خانواده استقلال رأی ندارند، تناقض‌ها فراوان دیده می‌شود، ابراز آزادانه احساسات دچار مشکل است و به دنبال آن روحیه افراد پایین و به سمت افسردگی گرایش می یابد.
این تصویری از خانواده های در حال حیات جامعه ما است که در صورت عدم تداخل به هنگام، با مشکلات عمیق تر و اساسی تری مواجه خواهند شد، شاید بتوان گفت، خانواده سیاسی ترین نهادی است که در سال های اخیر با رفتارهای نابخردانه و سهل انگارانه، چشم بر فروپاشی آن بسته ایم، نهادی که گسست آن را نمی توان به گردن مسائل سیاسی، دولتی و منطقه ای انداخت چرا که سرمنشا مشکلات پدیده آمده در جامعه امروز دقیقا افرادی هستند که از خانواده های منفعل و آسیب رسان برآمده و در جامعه به ایفای نقش می پردازند، لذا در این میان برای پیشگیری از هرگونه آسیب های جدی تر و عمیق تر و توجه به روابط و تعاملات خانواده ها، بهره مندی از کمک های درمانگران خانواده و خانواده درمانی از هرگونه اقدامی، واجب تر و ضروری است.
خانواده درمانگران با توجه ویژه به نکات ریزی که در روابط خانواده ها پنهان شده و رسیدگی به آن ها شاید کلیدی برای رفع مشکلات جاری باشد، می توانند نبض زندگی را بار دیگر به حیات خانواده ها بازگردانند، در این میان نقش رسانه ها برای تسهیل بهرمندی خانواده ها از آگاهی رسانی های روانشناختی بسیار حائز اهمیت است. در دل خانواده ها زمانی زندگی سبز جوانه خواهد زد که بذر امید را به درستی و بدور از هر آلایندگی بکاریم.

لینک کوتاه

برچسب ها

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.